؟؟؟؟؟؟؟

ای کاش همون دیشب که اونطور عاشقانه نگام کردی و گفتی: میدونی الان چی دلم

میخواد؟؟ دلم میخواد دنیا همینجا تموم بشه چون الان این حس رو دارم که خوشبخت

ترین مرد روی زمینم .

من نمیگفتم :نه من از مرگ میترسم و دوست دارم این حس رو همیشه داشته باشیم و

هیچوقت نه این حس نه این دنیا تموم بشه .

امروز دلم از دنیا و آدماش گرفته ، ای کاش همون دیشب واقعا دنیا تموم میشد .

چرا ما آدمها وقتی به یک جایی یا چیزی میرسیم اینقدر دل دیگران رو میشکنیم ؟؟ 

آخه این مال دنیا به کی وفا کرده ؟؟ که به تو وفا کنه!!!

با توام !!!! با تو !! صاحبخانه نامحترم ، صاحبخانه به اصطلاح فرهنگی ، با تو به قول

سروش خانم تنبَلو

هر وقت که یکی از مستاجرها از این ساختمون میره زن و شوهر میان اینجا شروع

میکنن به توهین که چقدر آدمهای کثیفی بودن چرا اینجا اینجوری چرا سنگ توالت یک

لک افتاده چرا، چرا ،چرا ؟؟ من نمیذارم پول پیششون رو کامل بهشون برگردونی و ...

حالا دوباره یکی از همسایه هامون رفت من نمی دونم چرا هر وقت این خانم میخواد

اینجا بیاد استرس دارم احساس میکنم میخوام کنکور بدم تا الان اگه هرچی بهمون گفته

ما به خاطر بزرگیشون و صد البته به خاطر اینکه دستمون زیر سنگ اونهاست با لبخند

جواب دادیم ولی امروز اومده باغچه ها رو مرتب کرده و دستی به حیاط کشیده اونوقت

زنگ ما رو زده میگه خاک انداز بیارین . من که نرفتم . 

قبلش بگم ساختمون ما سه واحد ، یک حیاط مشترک داریم که وسطش یک باغچه

ست و دو طرفش هم باغچه های کوچیکی داره این سه واحد مستاجر همین خانم و آقا

هستیم  و خودشون هم یک جایی دیگه دو واحد دیگه دارن و اونجا زندگی میکنن ( مردم

تو یک واحدش موندن هرچند تو این مورد حرفی ندارم زحمت کشیدن و بهش رسیدن)

بهرحال روز اولی که اینجا رو دیدم بهش گفتم من از باغبونی سر در نمیارم فقط اگه

سروش بزاره فقط هرازگاهی میتونم باغچه رو آب بدم . ولی تو این دوسال من که ندیدم

همسایه ها حیاط رو جارو کنن یا باغچه آب بدن منم هر چند وقت یکبار حیاط و پشت در

حیاط رو تمیز میکنم . ولی هر روز نه وقتشو دارم نه حوصلشو و نه کمرشو .حیاط ما

شیبش سمت ماست و همین طرف هم انگور داره و وقتی تمیز میکنی به دوساعت

نمیرسه دوباره برگ میریزه یا آشغالهای اون سمت میاد این طرف . پشت در حیاطمون

هم همسایه کناری پیاده رو رو آورده بالا و هر چی درخت از سر کوچه داره برگاش وقتی

به این سد میرسن همونجا جمع میشن. باغچه رو هم هر دو سه روز آقای همسر آب

میده . راستش روز اولی که به این شهر اومدم به خاطر همین مشکلات دوست داشتم

یک آپارتمان بگیریم که این جور مشکلات نداشته باشیم و با دادن شارژ راحت باشیم

ولی با کمال تعجب گفتن اینجا آپارتمان به معنای واقعی نداره و آپارتمان یعنی همینی که

میبینی.تعجب الان دوساله که خونه های مهر آماده شده و آپارتمان دار شده هر چند همه

از فرهنگ آپارتمان نشینی نداشتن مینالن و من از همین الان غصه م گرفته خونه هامون

آماده بشه چه مشکلاتی داریم . دلمو خوش کردم که همه ساختمون همکار هستن

شاید  بهتر بشه باهاشون کنار اومد .

خلاصه آقای همسر رفت که بگه شما چرا زحمت کشیدین خانمم میخواست بعد افطار

تمیز کنه که خانمش اجازه نداد چیزی بگه و گفت: چرا پشت در حیاط اینطوری اگه یکی از

فامیلهای دورمون از اینجا رد بشه نمیگه اینا کجان مگه مُردن.تعجب

من از تو خونه داشتم حرفهاشو میشنیدم که یکدفعه آقای همسر جوش آورد و گفت: چه

طرز حرف  زدن ، ناسلامتی شما فرهنگی هستین .اصلا این خونه الان مال من ، من

هرجوری دوست داشته باشم زندگی میکنم و به خودم مربوط که حیاطم یا پشت در تمیز

باشه یا نه .( آقای همسر کلا آدم صبوری ولی این خانم خیلی رو مخ)

( منم دیدم دارن بحث میکنن رفتم رو بالکن) که دیدم خانمش میگه یعنی میخواین خونه

رو اینطوری طویله کنین . ( ببینین چه آدمایی پیدا میشن

آقای همسر دیگه آمپرش زد بالا و هی بهش میگفت چرا به خونم میگین طویله .

خلاصه معرکه ای بود اینجا .منم از این بالا میگفتم از شما توقع نداشتم همچین

شخصیتی داشته باشین و فکر کنم شما ما رو با سرایدار مدرسه تون اشتباه گرفتین  

خلاصه اینکه ،ما 20 شهریور موعد خونمون و احتمالا خونه های خودمون رو هم تا اون

موقع ندن و 99 درصد با اتفاق امروز اینها میگن پاشین و ما باید برای چند ماه دوباره خونه

بگیریم و اسباب کشی و ...

الان خیلی عصبانی هستم من تازه میخواستم تو این چند ماه کلاس رنگ روغنم رو برم

با این اوضاع باید بشور بساب هام رو شروع کنم و دوباره دنبال خونه بگردیم تازه کی

خونشو برا چند ماه اجاره میده و باید یکساله قراداد کنیم و اونوقت هم سر اینکه مستاجر

پیدا کنیم براشون، با یک صاحبخونه دیگه سروکله بزنیمعصبانینگران

بچه ها تو رو خدا واسمون دعا کنین خونمون رو تحویل بدن .همه چیش تکمیل فقط

تاسیساتش مونده ولی چون تعداد واحدها زیاد اذیتمون میکنن و کلید نمیدن. 

ای شماهایی که صاحبخونه این اینقدر به ما مستاجرها سخت نگیرین بزارین ماهم

زندگی کنیم و  ای کاش من هیچوقت به غیر خونه ی خودم خونه ی دیگه ای نداشته

باشم که شاید یکی بشم مثل اینا و ای کاش ...

 

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نغمه

سلام سودی جون..ممنون که بهم سر زدی ...بیشتر بیا پیشم...[گل]

فریا

وای سودی جون اکثر صاحبخونه ها همینطورند..منم شهریور اسباب کشی دارم[گریه]

فاطمه

سودی جان غصه نخور. توکلت به خدا باشه. ایشالا هر چی زودتر صاحب خونه بشین. تا بوده همین بوده مستاجر روکمتر کسی درک میکنه فقط فکر مال شونن که مبادا یک لک بیفته.

کیا

سلام سودی خانم ببخشین حق با شماست به شما حق میدم این فکر رو بکنید .کوتاهی از منه.ببخشید.به روی چشم .تعدد دوستان باعث کاهلی شده.قانونی تو وبلاگ من نیست خیالتون راحت

کیا

زیاد غصه جابجایی رو نخور همینه دیگه .حالا خوبه فصل تابستونه و خونه زیاده

راضی بانو

وای اسباب کشی ... واقعا درکت میکنم چون خیلی سخته ... در مورد این جور آدما آدم نمیدونه چی بگه ... .[عصبانی] ان شاالله که هر چه زود تر خونتون آماده بشه و با خوشی برین تو خونه جدید ... [گل]

دکتر جون!

ایشالا که درست میشه و زودتر خونه تون رو تحویل میگیرید. تازه ما که الان تو خوابگاه متاهلی زندگی می کنیم و اسباب اثاثیه زیادی نداریم.بازهم تصور اسباب کشی برامون سخته! :)

فکر دوم

من یه خونه کوچک دارم، دادم اجاره و اومدم تو یه خونه بزرگتر اجاره نشینی [ناراحت] منم از این مشکلات کشیدم. ببین اگه میتونید با شوهرش صحبت کنید و گله ی خانمش رو بکنید و سعی کنید قضیه ختم به خیر بشه. اگه میبینید خیلی بی منطق هستن، شما هم سفت جلوشون بایستید ئ تا پولتون رو کامل نگرفتین، تحویلش ندین. راههای قانونی زیادی هست که شما هم بخواین از حق حودتون دفاع کنید. مثلا قانونا شما حق دارید بعد از اتمام قرارداد (مطمئن نیستم یک ماه یا دوماه) مهلت بگیرید برای تخلیه. و یا تا زمانیکه مبلغ رهن رو نداده، تحویلش ندید. اگه ادعای خسارتی کنه باید سالم بود اون چیز رو بتونه اثبات کنه. ضمن اینکه درصورت اثبات باید خسارت عوضش رو بگیره نه چیز سالم ونو خدا کنه به اونجاها نرسه. با شوهرش صحبت کنید. انشالله حل میشه ولی کلا حالا حالاها روی خونه های مهر حساب نکنید، فقط تاسیسات نیست که مونده. بعد تاسیسات کف سازی هم هست. به منم گفتن بهمن پارسال تحویل میدیم، من گفتم شما خرداد تحویل بده، من راضی ام. الان مرداده و هنوز میگن 3ماهه دیگه

عسل

امیدوارم هر چه زودتر خونتونو تحویل بگیرید عزیزم تا از این دردسر ها راحت بشی دعا هم به روی چشم